با تشکیل نخستین کنگره‏ی صهیونیسم در شهر بال سوئیس، در سال 1897م، طرح صهیونیستی کردن فلسطین تهیه شد. در پی آن، رهبران جنبش صهیونیسم کوشش خود را برای تنظیم طرح‏ها و سیاست‏های لازم، به منظور خالی کردن فلسطین از ساکنان قانونی و مشروع آن در دوره قیمومیت انگلستان بر فلسطین مبذول داشتند. “یوسف وایتس”1 در یادداشت خصوصی خود در سال 1940م نوشت:

«باید برای خود ما این معنا آشکار باشد که در این سرزمین برای دو ملت در کنار هم                     جایی نیست… ما نمی‏توانیم با وجود عرب‏ها در این سرزمین، هدف خود را مبنی بر آن که ملتی مستقل باشیم، تحقق بخشیم. تنها راه حل آن است که سرزمین اسرائیل، یا لااقل سرزمین غربی اسراییل، بدون وجود عرب باشد… هیچ راه دیگری برای دستیابی به این هدف نیست مگر انتقال دسته‏جمعی عرب‏ها از این سرزمین به کشورهای همسایه، به نحوی که یک روستای عرب نشین هم برجای نماند. این عرب‏ها می‏باید به عراق و سوریه و حتی شرق اردن منتقل شوند. اعتبار مالی زیادی برای این کار اختصاص خواهد یافت. تنها با انتقال و بیرون راندن عرب‏هاست که این سرزمین می‏تواند میلیون‏ها تن از برادران ما را در خود جای دهد…»2

در تحقق این امر، نهادهای صهیونیستی با تبانی و کمک دولت قیمومیت انگلیس بر فلسطین، سیاست کوچانیدن ساکنان عرب فلسطین را در پیش گرفتند، که با واقعیت‏های اقتصادی فلسطین (کشاورزی) و جامعه کشاورزی آن از رهگذر مجموعه قوانین نژادپرستانه سازگار بود. کشاورزان و مستأجران خرده پای زمین را به طبقه‏ای پایمال شده تبدیل، و آنان را از زمین‏های خود و حق کار بر روی آن محروم و وادارشان کردند که در بدترین وضع و باکوشش جانکاه، به جاهای دیگر مهاجرت کنند.3 در این راستا صهیونیست‌ها از شیوه‌های کشتار و سرکوب فلسطینیان، تصرف اراضی فلسطینیان، تخریب روستاهای فلسطینی و اجرای “سیاست کار عبری” در فلسطین برای بیرون راندن فلسطینیان از سرزمین اجدادی آنها بهره گرفتند.

 

الف ـ کشتار و سرکوب فلسطینیان

در اواخر قرن 19 با شکل گرفتن تفکر صهیونیسم، موج مهاجرت یهودیان در فلسطین آغاز و با صدور اعلامیه بالفور در سال 1917م (1296 هـ.ش) روند آن سرعت گرفت، با همسو شدن سیاست‌های قدرت‌های بین‌المللی با صهیونیسم بین‌الملل و حمایت کورکورانه از آنان فعالیت گروه‌های تروریستی صهیونیستی “هاگانا”، “پالماخ”، ” اشترن”، “هاشومیر” و”ایرگون” در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین یعنی از 1922 م (1301 هـ.ش) تا 1948 م (1327 هـ. ش) آغاز شد و با سیاست ارعاب و فاجعه آفرینی و کشتارهایی مانند قتل عام دیریاسین4 در 9تا 10 آوریل 1948، زمینه‌های فرار فلسطینی‌ها از شدت وحشت و ارعاب را فراهم کرد.

رژیم صهیونیستی از همان روزهای نخست اشغال فلسطین، به منظور ایجاد رعب و وحشت در دل فلسطینیان و اجرای طرح‏های استعماری خود در سرزمین‏های اشغالی، کشتار وسیع و قتل عام مردم فلسطین را آغاز کرد. صهیونیست‏ها در شب نهم صبح روز دهم می 1948م، اهالی روستای دیریاسین را کشتند. این کشتار وحشیانه و اقدام جنایت‏آمیز را دو سازمان تروریستی صهیونیستی “ایرگون” و “اشترن” انجام دادند که منجر به شهادت ده‏ها تن از ساکنان عرب این روستا شد.5

هر چند این کشتار فلسطینیان در محافل منطقه‏ای و بین المللی محکوم شد، اما رژیم صهیونیستی از این خوی حیوانی خود دست برنداشت، و بارها به کشتار مردم بی‏دفاع فلسطین اقدام کرد. یکی دیگر از روستاهایی که اهالی آن را نیروهای نظامی صهیونیستی قتل عام کردند، و خشم جهانیان را برانگیخت، روستای “قبیه” بود. حدود 2000 تن از اهالی آن، در شب‏های چهاردهم و پانزدهم ماه اکتبر 1953م مورد هجوم صهیونیست‏ها واقع شدند. در این اقدام جنایت‏آمیز، 67 تن از اهالی روستا به شهادت رسیدند و ده‏ها تن دیگر مجروح شدند. مدرسه و مسجد روستا و 56 منزل مسکونی نیز به طور کامل ویران شد.6 اهالی روستای دیگری به نام روستای                 ” ناصرالدین”  نیز به همین صورت قتل عام شدند.

سه مورد مـزبور، نـمونه‏ای از زنـجیره اقـدامـات وحشیانه و غیرانسانی صهیونیست‏هاست. رژیم صهیونیستی، تاکنون صدها مورد کشتار و قتل عام مردم مسلمان فلسطین را مرتکب شده است. این کشتارها گاهی به صورت هجوم گروه‏های تروریستی و شبیخون و کمین، و بعضی اوقات به صورت بمباران مناطق مسکونی و اردوگاههای فلسطینی، به وسیله‏ هواپیماهای نظامی رژیم صهیونیستی انجام گرفته است. مورد اول بیشتر در داخل سرزمین‏های اشغالی فلسطین، و به منظور کوچ کردن و بیرون راندن اهالی عرب روستاها به اجرا در آمده است. مورد دوم نیز بیشتر به صورت بمباران مناطق مسکونی و اردوگاه‏های پناهندگان فلسطینی در نوار غزه و لبنان، توسط هواپیماهای بمب‏افکن و توپخانه ارتش رژیم صهیونیستی بوده، که نتیجه‏ آن، کشته شدن هزاران تن از مردم بی‏پناه فلسطین و کوچ اجباری آنها به خارج از فلسطین و حتی اردوگاههای فلسطینی بوده است.

پس از اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی و قتل عام فلسطینیان از سوی صهیونیست ها، منجر به اخراج و کوچ جمع وسیعی شد که در نتیجه جز 160 هزار فلسطینی که در سرزمین های اشغالی 1948 باقی ماندند، سایرین به کرانه باختری، نوار غزه، اردن و سوریه و لبنان مهاجرت کردند و در مقابل یک میلیون یهودی به فلسطین آواره شدند به طوری که در 6 ماه نخست برپایی رژیم صهیونیستی، تعداد 828/101 یهودی به فلسطین انتقال یافتند.

“کنت فولک برنادوت”7، میانجی سازمان ملل متحد در امور فلسطین در 16 سپتامبر 1948 در اشاره به تأثیر جنگ اعراب و اسرائیل اظهار داشت:

«باید لزوم حفظ حقوق اشخاص بی گناهی که به واسطه ترس و ترور و تخریب در نتیجه جنگ جاری از خانه و کاشانه خود در مناطق واقع در تسلط یهودیان آواره شدند، پافشاری شود و نیز تأکید شود که این عده اگر مایل نباشند که به خانه و کاشانه خود بازگردند، باید غرامت دریافت کنند.»8

در هر صورت فلسطینیان در سال 49ـ 1948 (حدود 70سال پیش) بر اثر زور و فشار اسرائیل مجبور به فرار و ترک خانه و کاشانه‌های خود شدند. آنها بر این اعتقاد بودند که خروج آنها موقتی و گذراست و هرگز باور نداشتند این آوارگی بیش از نیم قرن به طول انجامد9.

 

ب ـ تصرف اراضی فلسطینیان

یکی از سیاست‏هایی که جنبش صهیونیسم از تاریخ صدور وعده‏ بالفور به سال 1917م، آن را به مرحله اجرا درآورد، تصرف زمین‏های فلسطینیان به هر وسیله‏ ممکن بود. این امر نیز به پشتیبانی حکومت قیمومیت انگلیس بر فلسطین ـ که از سال 1918م برای اجرای طرح صهیونیسم و تحقق بخشیدن به شعار «زمین بدون ملت برای ملت بدون زمین» وارد این سرزمین شد ـ به اجرا درآمد.

در سال 1918م، یهودیان 5/2درصد از زمین‏های فلسطین را تصرف کردند. این مقدار در نیمه سال 1948م به 6/5 درصد رسید. صهیونیسم بر آن بود که خود سرزمین فلسطین را به مثابه مرحله بنیادین، قبل از مرحله بیرون راندن ساکنان اصلی عربی آن، به تملک خود در آورد. “ژرنوفسکی” کارشناس صهیونیست مسائل ارضی نوشته است:

«مسأله ارضی در واقع مسأله مرگ و زندگی صهیونیسم و وطن ملی آن است. اگر دسترسی به زمین‏های فلسطین امکان ناپذیر نباشد، تحقق هدف صهیونیسم ممکن نخواهد بود.»10

جنبش صهیونیسم تا سال 1948م مجبور به اتخاذ روشی محتاطانه برای تصاحب زمین بود. گهگاه با ترغیب و تضییق و یا حتی تهدیدهای پنهانی اقدام به خرید زمین‏ها می‏کرد. از آن جا که لازمه‏ی خرید، فروش است، با مقاومت عرب‏ها در برابر فروش اراضی به یهودیان مواجه می‏شد. بنابراین، گاهی مجبور به کلاهبرداری و انجام دادن کارهای غیرقانونی می‏شد.11

پس از پایان جنگ در اواخر 1948م و امضای قرارداد آتش‏بس میان کشورهای عربی و اسراییل، رژیم صهیونیستی تصاحب و تصرف زمین را با سرعتی دو چندان از سرگرفت. در این مرحله، نخست معمول آن بود که به وسیله نیروی نظامی، زمین‏های عرب‏ها را به زور اشغال می‏کردند. ساکنان این گونه زمین‏ها را یا به پشت خطوط آتش‏بس انتقال می‏دادند، و یا به دیگر مناطق تحت قلمرو اسراییل روانه می‏کردند. “کیبوتص‏ها”12و مجتمع‏های مسکونی یهودی‏نشین مجاور روستاهای عربی در این اقدام شرکت می‏کردند، و حتی از جانب مقامات دولتی به این کار ترغیب می‏شدند. کافی بود به دور زمین دلخواهی حصاری بکشند تا بتوانند آزادانه و یا برای همیشه مالک آن شوند.13

این شیوه، پیامدهای منفی برای رژیم صهیونیستی به دنبال داشت. از جمله، تهییج احساسات و وجدان عمومی، به سبب وجود آوارگان و حساسیت افکار جهانی و مجامع بین‏المللی، که عمدتا از جانب کشورهای عربی به آن دامن زده می‏شد. بنابراین، رژیم صهیونیستی روش‏های دیگری را برای تصرف و تصاحب زمین‏های عرب‏ها جست‏وجو کرد، و بهترین راه را تهیه یک سلسله قوانین، مقررات و آیین نامه‏ها دید. هدف وضع این مقررات و قوانین، قانونی جلوه دادن تصاحب و تصرف زمین‏ها بود. بنابراین، دولت اسرائیل همزمان با اعمال زور برای اشغال آتی زمین‏ها چارچوبی قانونی تهیه کرد، که نخستین بار در سال 1948م و آخرین بار در سال 1958م تدوین شد.

به طور خلاصه می‏توان تصریح کرد که در مرحله پس از تأسیس دولت اسرائیل، نخست زور و سپس قانون، ابزارهای صهیونیستی برای تصاحب و تصرف زمین‏های عرب‏ها شدند.

 

ج ـ تخریب روستاهای فلسطینی

از جمله فعالیت گروه‌های تروریستی برای پاکسازی فلسطینی‌ها، اجرای طرح موسوم به طرح D بود که هدف از اجرای آن، تخریب روستاهای عربی، اخراج اعراب و اسکان یهودیان به جای آنها بود، به نحوی که در سال 1948 با پیگیری مجموعه این اقدامات، فرار چندصد هزار فلسطینی را موجب شدند14.

 

د ـ اجرای “سیاست کار عبری”

از جمله سیاست‏های بیرون راندن فلسطینیان از سرزمین فلسطین، “سیاست کار عبری” (یعنی استخدام نکردن نیروی کار غیریهودی)، تسخیر میدان کار، سیاست مالیات‏ها، سیاست به تأخیر انداختن و متراکم کردن دیون افراد، و سیاست دستمزدهای رو به کاهش را می‏توان نام برد.15

“ایگال آلون”، یکی از رهبران صهیونیسم و فرمانده سازمان تروریستی و نظامی “پالماخ”، با تأکید بر این سیاست شیطانی، وسایلی را که صهیونیست‏ها برای تحقق بخشیدن به اهداف خود از رهگذر اجرای این سیاست اتخاذ کرده‏اند، چنین توصیف کرده است:

«… ما بر آنیم که باید داخل منطقه جلیل را از ساکنان عرب پاک سازیم تا سرزمینی یهودی در سراسر جلیل بالا برپای داریم. جنگ‏های طولانی ما را تضعیف کرده است و وظایف سنگینی در برابر ما قرار دارد، یعنی مسدود کردن راه هجوم عرب‏ها. بنابراین، در جست و جوی وسایلی هستیم که بتوانیم به کمک آن، ارتش خود را در پشت سر خود به کار نگیریم و به دنبال آن، ده‏ها هزار تن از دشمنان عرب خود را که در جلیل باقی مانده‏اند بگریزانیم. و الاّ ساکنان عرب ارتش ما را شکست خواهند داد… پاک‏سازی مناطق وسیعی از سرزمین‏های عرب‏نشین جریان یافت و خطر حمله فلسطینیان از جاده‏های ارتباطی و نقل و انتقالات رفع شد، و ما توانستیم خود را برضد مهاجمان در طول مرزها سازمان دهیم، بدون آن که از پشت سرخود در هراس باشیم.»16

“بن گورین” اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز در این باره گفت:

«اسرائیل ترجیح می‌دهد که فلسطین را کاملاً پاک از عرب ببیند. اسرائیل می‏خواهد عرب‏ها را از سرزمین خود دور نماید. در پی آن است که فلسطینیان را در شهرهای اسرائیل به اردوی فقر و بینوایی سوق دهد و آنان را در خدمت اقتصاد اسراییل به کار گیرد، و مجبور سازد که به کارهای        سخت و پست تن در دهند.»17

از این رو اسرائیل به موضوع ریشه‏کنی اجتماعی و لگدمال کردن تمامی ملت به نفع مهاجمان بیگانه پرداخته است.آژانس امداد و کار سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی، تا سال 2003 م (1382 هـ. ش) به بیش از 4 میلیون پناهنده فلسطینی به ثبت رسیده در اردن، لبنان، سوریه و ساحل غربی و نوار غزه خدمات ضروری ارائه می‌دهد.»18بیشتر فلسطینی ها، همچون بسیاری از کسانی که در واکنش به جنگ، ناگزیر به ترک خانه و کاشانه خود می‌شوند، خود را متقاعد ساختند که غیبت آنان، غیبتی بسیار کوتاه مدت خواهد بود19… پناهندگان مناطق مختلف، در طی بهار 1948، درخواست بازگشت به خانه و روستاهای خویش را مطرح کردند… دولت اسرائیل، در خلال ژوئن 1948، با این مسئبه مواجه شد و تصمیم گرفت بازگشت فلسطینی‌ها را ممنوع سازد20. این تصمیم در ماه آگوست بار دیگر، مورد تأیید واقع شد21. آرزوی دیرینه این آوارگان بازگشت و زندگی در سرزمین آباء و اجدادیشان است.

با گذشت نزدیک به هفتاد سال از تأسیس اسرائیل، رهبران این رژیم هنوز در اندیشه رهایی از اقلیت عرب‏ساکن در آن منطقه هستند. فداکاری و ایثارگری‌ها و مبارزات قهرمانانه ملت فلسطین نیز طی مدت اشغال سرزمین شان و پافشاری این ملت بر ادامه مقاومت، جهاد و شهادت علیرغم دسیسه‌ها و توطئه‌های بی‌ حد و حصر بیگانگان بهترین دلیل بر اصرار و پای بندی فلسطینیان به آزادی و بازگشت به سرزمین مادری خود است22.

پی نوشت ها:

1 – وى مدتى طولانى مديريت صندوق ملى يهودى را بر عهده داشت. نيز مشاور بخش امور عربى رژيم صهيونيستى بود.

2 – وايتس، يوسف، مقاله‏ منتشر شده در روزنامه اسرائيلى داوار، به تاريخ نهم سپتامبر 1967م.

3 – ديوز، جان، كيف و لماذا هرب الفلسطينيون من فلسطين، مجله الشرق الاوسط العالميه، ج 1، شماره 2، مى 1961م

4 – روستایی در فلسطین که گروه‌های تروریستی صهیونیستی ساکنان آن اعم از کودکان تا سالخوردگانشان را در میدان روستا جمع کرده و تیرباران کردند.

5 – براى آگاهى بيشتر رك: الموسوعة الفلسطينية، ديرياسين مذبحة ـ 1948م، ج 2، 1984، ص 432.

6الموسوعة الفلسطينية، ج 3، قِبيَه مذبحة ـ، 1984م، ص 502.

7 – کنت برنادوت به دلیل گزارش‌های خود از وضعیت جنگ سال 1948 به دست گروه‌های تروریستی صهیونیستی کشته شد.

8 – حقایق اساسی درباره سازمان ملل متحد ـ مرکز اطلاعات سازمان ملل در تهران ـ ناشر: ایثاری، سال 1384، ص113

9 – ویژه نامه آوارگی، معضلی 56 ساله، جمعیت دفاع از ملت فلسطین در سال 1383، صص6-7

10 – گرى، صبرى، اعراب در اسراييل، مجموعه كرامه 5، بی جا، بی تا، بی نا، ص 40.

11پيشين، ص 584.

12 – مجتمع مسكونى زراعى كه ساكنان آن به كار كشاورزى دسته‏جمعى مى‏پردازند.

13الموسوعة الفلسطينية، الارض ملكيه ـ، ج 1، 1984م، ص 180

14 – باقری، محمود، صهیونیسم جهانی و مسائل فلسیطن، تهران: (نشر قبله اول، 1387) ص 63

15الموسوعة الفلسطينية، تهجير عرب فلسطين سياسة ـ ج 1، 1984م، ص 584

16همان، ص 586 ـ 585

17همان، ص 587.

18 – توجه داشته باشیم که این آمار مربوط به آوارگان ثبت شده در آنروا است نه تمامی جمعیت فلسطینی‌های مقیم در فلسطین و سایر کشورها.

19 – لکس تاکنبرگ در کتاب خود از ساره ناصر، جامعه شناس فلسطینی نقل می‌کند: «وقتی در خانه را قفل کردیم، مادرم کلید را در جیبش گذاشت و گفت: «وقتی برگشتیم باید ایوان را تعمیر کنم.» او هنوز کلید را با خود دارد.»

20 – بازگشت به موطن مادری از درخواست های فلسطینیان است که مکررا در60 سال پس از آوارگی مطرح گردیده و بارها توسط رژیم صهیونیستی انکار شده است، این رژیم تلاش داشته و دارد تا مسئله عدم بازگشت فلسطینیان را در قراردادهای خود با گروه‌های سازشگر فلسطینی و بعضی کشورهای عربی مطرح کند. ولی این مسئله به اندازه‌ای اهمیت دارد که تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است.

21 – تاکنبرگ، لکس، وضعیت آوارگان فلسطینی در حقوق بین‌الملل، مترجمان: محمد حبیبی مجنده و مصطفی فضائلی، انتشارات شهر دانش، تهران: 1381، ص31

22 – بی نا، شبهات تاریخی (2)، فروش زمین، شایعه یا واقعیت، دفتر جنبش حماس در تهران، بی تا،ص57