اشاره:                                               

مدتی است که رژیم صهیونیستی سیاست احداث شهرک های یهودی نشین در فلسطین اشغالی به ویژه در شهر قدس را با شدت بیشتری دنبال می‌کند به گونه‌ای که با واکنش و اعتراض شدید فلسطینیان و حتی جهان اسلام مواجه شده است. سازمان ملل متحد و برخی کشورهای غربی نیز این اقدام رژیم صهیونیستی را مغایر با قطعنامه‌های سازمان ملل در خصوص قضیه فلسطین دانسته اند. در این نوشتار سعی می‌شود دلایل و چرایی این اقدامات رژیم صهیونیستی در احداث شهرک‌های یهودی‌نشین در شهر قدس و سایر مناطق فلسطین اشغالی تبیین گردد.

سیاست احداث شهرک‏های یهودی‏نشین

اسکان یهودیان و احداث شهرک‏های یهودی‏نشین در مناطق اشغالی فلسطین و دیگر سرزمین‏های اشغالی عربی، یکی از سیاست‏های اصلی رژیم صهیونیستی است. نیز عاملی مهم و استراتژیک در معادلات و محاسبات این رژیم، از هنگام تأسیس اسراییل تاکنون به شمار می‏رود، که در حفظ امنیت و تحکیم سلطه صهیونیسم بر سرزمین‏های اشغالی، تأثیر به سزایی داشته است.

این سیاست، در پی اجرای سیاست انتقال یهودیان به فلسطین، با هدف یهودی کردن این سرزمین، از زمان تشکیل اسراییل در دستورکار رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در تأیید این سیاست، گلدامایر نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی اظهار داشت:

«مرزهای مشخصی برای اسراییل وجود ندارد و مرز اسراییل تا جایی است که یهودیان در آن اقامت دارند.»1

وی با بیان چنین مواضعی، آینده‏ سرزمین‏های اشغالی فلسطین و سیاست رژیم صهیونیستی را در قبال اسکان یهودیان و احداث شهرک‏های یهودی‏نشین در سرزمین‏های اشغالی مشخص کرد. به طوری که پس از آن، طرح‏هایی برای اسکان یهودیان مهاجر در مستعمره‏های یهودی‏نشین، و نیز شهرک‏سازی در فلسطین اشغالی به طور متناوب مطرح و به مرحله اجرا گذاشته شد. از جمله‏ آنها، طرح ایگال آلون2 بود که ظرف ده سال حاکمیت حزب کارگر بر دولت‏های متوالی اسرائیل ـ پس از سال 1967م ـ به اجرا درآمد. در حقیقت از این سال شهرک‏سازی و اسکان یهودیان در سرزمین‏های اشغالی، در رأس برنامه‏های اصلی رژیم صهیونیستی قرار گرفت، و اهمیت خاصی به آن داده شد. حتی اجرای این سیاست در برنامه‏های حزبی و انتخاباتی و تصمیم‏ها و اظهارنظرهای رسمی و برنامه‏ها و بودجه‏های متعدد تجلی یافت، و مناطق اصلی برای اسکان یهودیان و احداث شهرک‏های یهودی‏نشین درآن، مناطق، تحت عنوان اعتبارات امنیتی استراتژیک و سیاست توسعه‏طلبانه مشخص شد. رهبران اسرائیل همواره بر این نظر تأکید داشته‏اند که آینده‏ اسرائیل با اسکان یهودیان مرتبط است. مشخصات عمومی این سیاست به این صورت است:

  1. پافشاری بر اشغال سرزمین‏های عربی.
  2. تأکید بر آزادی اسکان یهودیان در مناطق اشغالی، و تحقق به اصطلاح مرزهای امن و دفاع‏پذیر.
  3. جدایی بین مسأله شهرک‏سازی و امکان رسیدن به صلح جداگانه و انفرادی با کشورهای عربی، مثل پیمان کمپ دیوید.
  4. ضمیمه کردن شهر قدس به مناطق اشغالی و یگانه کردن دو قسمت آن و اعلام این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل.
  5. تأکید و پافشاری بر این که تسلط بر زمین به معنای تسلط بر سیاست است.

بر این اساس بود که رژیم صهیونیستی پلکان اولویت‏های کاری خود را منحصر به اسکان یهودیان و احداث شهرک‏های یهودی‏نشین در کلیه سرزمین‏های اشغالی کرد. در پیروی از این سیاست، عزر وایزمن، وزیر مسکن وقت رژیم صهیونیستی، در سال 1972م اعلام کرد:

«شکل جغرافیایی و جمعیتی فلسطینی‏ها به زودی از بین خواهد رفت.»3

زیرا با اجرای سیاست مذکور، دیگر مرحله‏ ایجاد جمعیت اکثریت یهود در برابر عرب‏ها با برتری کامل پایان می‏یابد و با حضور بیش از سه میلیون یهودی در سرزمین‏های اشغالی عربی، امکان اجرای مراحل بعدی سیاست شهرک‏سازی و تثبیت قدرت و تحکیم حاکمیت و تضمین امنیت اسرائیل فراهم می‏شود.

تعداد سازمان‏ها، مؤسسه‏ها و وزارتخانه‏هایی که برای احداث شهرک‏های یهودی‏نشین تشکیل شده است، دلیل بر اهمیت تحقق این سیاست برای رژیم صهیونیستی است. این وزارتخانه‏ها عبارتند از:

  1. جذب مهاجرین.
  2. مسکن.
  3. کار.
  4. کشاورزی.
  5. امور اجتماعی.
  6. دفاع.

با توجه به تعداد وزارتخانه‏ها و مؤسسه‏های رژیم صهیونیستی و اهتمام آنها به طرح‏های اسکان یهودیان، می‏توان احداث شهرک‏های یهودی‏نشین در سرزمین‏های اشغالی فلسطین را ـ که از سال 1967م به طور گسترده‌ای در سرزمین‏های اشغالی شروع شده است ـ جزئی از استراتژی سیاسی ـ نظامی اسرائیل محسوب کرد. سیاست انتقال یهودیان به فلسطین و استیلا بر زمین‏های عرب‏ها پایه‏ اصلی این استراتژی سیاسی ـ نظامی را تشکیل می‏دهد. رهبران رژیم صهیونیستی نیز طرح‏های اسکان یهودیان در سرزمین‏های اشغالی فلسطین را جزئی انفکاک‏ناپذیر از نقشه استراتژی سیاسی نظامی صهیونیسم در منطقه دانسته‏اند. طرح‏های آنها در زمینه‏ الحاق و انضمام سرزمین‏های جدید به اراضی اشغالی 1967م نیز ماهیت این طرح‏ها را روشن می‏کند.

براساس برنامه‏های رژیم صهیونیستی، نقشه‏ی کلی گسترش شهرک‏ها در مناطق اشغالی، طبق امور زیر پایه‏ریزی شد.4

  1. در تمام سرزمین اسرائیل، برای تحقق امنیت، به ویژه در مواضع استراتژیک، باید شهرک‏های یهودی‏نشین احداث شود.
  2. برطبق سیاست شهرک‏سازی، آبادی‏های پیشنهادی در مناطق متجانس برپا شده است. این مجموعه‏های مسکونی، با هم متصل یا اتصال ‏پذیر هستند تا بر اثر مرور زمان بتوان خدمات رسانی به آنها را انجام داد. علاوه بر این موارد، آبادی‏ها و روستاهای اسرائیل باید درآینده به شهرهای کوچک و یا بزرگ‏تر تبدیل شود.
  3. نباید اطراف مواضع و روستاهای اقلیت‏ها (منظور احزاب فلسطین و ساکنان قانونی این سرزمین) آبادی‏های مسکونی احداث شود. بلکه باید بین آن‏ها احداث شود تا در اثر مرور زمان همگی دریابند که می‏توان با حفظ حسن همجواری در کنار یکدیگر به آرامی زندگی کنند. این طرح به دولت یهودی و عربی توصیه می‏کند که این برنامه را در کوتاه‏ترین زمان ممکن انجام دهند.
  4. این طرح پاره‏ای از آبادی‏هایی را در بر می‏گیرد که به صورت کمربند از تپه‏های یهودا و سامره احاطه شده است، و از دامنه‏ غربی آن، از شمال تا جنوب، و از دامنه‏ شرقی آن، از جنوب به شمال (بین اقلیت‏ها و اطراف آن)، به طور یکسان گسترش می‏یابد.
  5. آبادی‏ها به انواع گوناگون تقسیم می‏شود، بزرگ‏ترین آنها آبادی‏های شهری است و برخی دیگر، آبادی‏های کشاورزی و پاره‏ای هم بر حسب وجود وسایل کار و تولید، مختلط است.

براساس این نقشه، در مدت 5 سال (1979ـ1983م)، 46 شهرک جدید ساخته شد، و 16 هزار خانوار در آنها ساکن شدند. در این باره، رعنان فائیس، رئیس بخش مستعمره‏نشین آژانس یهود می‏گوید:

«طراحان اسکان یهودیان طی60 سال گذشته بر پایه این که مرزهای آینده دولت اسراییل باید از طریق سازمان‏های مستعمره‏نشین تعیین شود، اقدام به گسترش این طرح کردند.»5

آثار و پیامدهای احداث شهرک های یهودی نشین در فلسطین

تلاش صهیونیست‏ها برای بر هم زدن بافت جمعیتی سرزمین‏های اشغالی فلسطین، و توجه بیش از حد آنها به تسریع در روند انتقال یهودیان جهان به این سرزمین، و احداث شهرک‏های یهودی‏نشین برای مهاجران، و توجیهات و برنامه‏های آن برای انضمام و الحاق دیگر سرزمین‏های عربی به اسراییل، بدون شک آثار و پیامدهای بسیاری دارد. این پیامدها، برتثبیت قدرت و تحکیم موقعیت و تأمین امنیت رژیم اشغالگر قدس تأثیر دارد. این آثار و پیامدها را می‏توان در چهار دسته به شرح ذیل خلاصه و جمع‏بندی کرد:

1نظامی ـ امنیتی:

رژیم اشغالگر قدس با سرزمینی به وسعت700,2 کیلومتر مربع و نداشتن عمق مناسب، به لحاظ جغرافیایی، در مقابل کشورهای عربی همجوار آسیب‏پذیر است. لذا، احداث شهرک‏های یهودی‏نشین در سرحدات جغرافیایی و مرزهای این کشور، می‏تواند اقدام پیشگیرانه و پدافندی در برابر هجوم احتمالی کشورهای همجوار عربی یا نیروهای مبارز ضدصهیونیستی، به عمق فلسطین اشغالی و مرکزیت شهرها و تأسیسات حیاتی آن باشد. یعنی در صورت حمله‏ی زمینی از سوی یک کشور خارجی، این شهرک‏ها به عنوان مانع عمده می‏توانند خط پدافندی مناسبی محسوب شوند، و از پیشروی دشمن به داخل عمق اسراییل جلوگیری کنند، یا حداقل آن را تا رسیدن نیروهای کمکی صهیونیستی به تأخیر اندازند. از سوی دیگر، وجود این شهرک‏ها در مرزها، علاوه بر این که آسیب‏پذیری اسراییل را درمقابل حملات گسترده و کلاسیک دشمن خارجی ترمیم می‏کند، عملاً سیاست سد نفوذ و تئوری دو مرزه کردن اسراییل را برعهده دارد، و از نفود گروه‏های فلسطینی و حملات نیروهای چریکی آنها، و ورود نیروهای مقاومت اسلامی لبنان به داخل اسراییل از طریق کشورهای همجوار مثل لبنان، سوریه و اردن که در مرزها مورد حمایت مادی و معنوی مردم منطقه قرار می‏گیرند، جلوگیری می‏کند. علاوه بر اینها، احداث شهرک‏ها در مناطق مرزی فلسطین، به نظارت بیشتر و بهتر عرب‏های پراکنده در مرزها کمک می‏کند. به این لحاظ که از نظر سیاسی و اقتصادی، تأثیرات سلبی بسیاری بر روی ساکنان فلسطینی این مناطق خواهد گذاشت، و عملاً گامی در جهت کوچ فلسطینیان از سرزمین خودشان است. زیرا آنها منازل و زمین‏های کشاورزی خود را از دست داده‏اند، و مجبورند برای امرار معاش خود، به مناطق دیگر مهاجرت کنند. تحقق این امر عملاً باری را از روی دوش اسرائیلی‏ها برمی‏دارد، و دیگر، مشکلات اقامت فلسطینی‏ها بردوش صهیونیست‏ها نخواهد ماند. اگر هم قصد اقامت در داخل فلسطین داشته باشند، اسراییل عملاً از پراکندگی و گستردگی آنها در مناطق مهم جلوگیری می‏کند، و طبیعتا آنها را در جایی مثل اردوگاه‏ها اسکان می‌دهد، تا خیلی آسان‏تر و بهتر بتواند تحرکات آنها را کنترل کند.

با توجه به موارد پیش‏گفته، در مجموع می‏توان نتایج اجرای این سیاست را در زمینه‏ نظامی و امنیتی چنین جمع‏بندی کرد:

هر یک از شهرک‏های یهودی‏نشین، به نوبه خود، نقطه‏ اتکایی محسوب می‏شود که قادر است در هر جهتی از خود دفاع کند، و با جمع دیگری از مستعمره‏نشین‏ها به پشتیبانی متقابل و حمایت آتش و حرکت بپردازد. به این ترتیب، منطقه‏ دفاعی کامل که توان چندین روز دفاع را داشته باشد، تشکیل می‏شود. این مسأله، پس از تشکیل اسرائیل، نقش حساسی را در جهت از کاراندازی ارتش‏های عربی و جلوگیری از پیشروی آنان بر عهده داشت. از آن پس، ارتش اسراییل توانست در قالب نیروی مکانیزه و ضربتی که توان حرکت و مانور را در جهات مختلف دارد، وارد میدان شود.6

2سیاسی ـ اجتماعی:

با توجه به وسعت محدود فلسطین اشغالی، که پاسخگوی اسکان همه‏ی یهودیان جهان نیست، احداث شهرک‏های یهودی‏نشین، بهترین روشی است که شمار بیشتری از یهودیان را اسکان می‏دهد. ضمن این که به کارگیری سرویس‏دهی و خدمات‏رسانی و تسهیلات معیشت در بافت شهرک‏ها، می‏تواند زمینه‏ی مهاجرت بیشتر یهودیان جهان را فراهم کند. لذا، رژیم صهیونیستی با تخریب بسیاری از منازل و مناطق مسکونی و زراعی عرب‏ها، و حتی انهدام کامل بخشی از آنها و احداث شهرک‏ها بر روی ویرانه‏ روستاهای عربی، انگیزه‏های ماندن عرب‏ها در فلسطین و حتی بازگشت مجدد آن‏ها را به سرزمین خود، کاهش داده است. به این ترتیب، صهیونیست‏ها فکر ماندن عرب‏ها در فلسطین را کم رنگ کرده، و حتی بقیه‏ آنها را به کوچ و مهاجرت از سرزمین آبا و اجدادی خود مجبور کرده‏اند. همچنین، از هر گونه بازگشت فلسطینی‏های مستقر در دیگر کشورها به سرزمین خود جلوگیری می‏کنند. علاوه بر آن، جریان‏های فلسطینی را زیر نفوذ و درمقابل یک عمل انجام شده قرار داده‏اند که تأخیر در هر گونه اقدام و مذاکره‏ سیاسی با رژیم صهیونیستی، منجر به از دست دادن بقیه‏ی سرزمین‏های آنها می‏شود.

از سوی دیگر، با توسعه‏ی شهرک‏های یهودی‏نشین، اسراییل می‏تواند در مذاکرات سیاسی حربه‏ای در دست خود داشته باشد، و در بعد سیاسی، فشاری از آن ناحیه بر عرب‏ها ـ به منظور حرکت سریع‏تر آنها به سمت برقراری صلح با اسرائیل ـ باشد. به این‏گونه، رژیم اشغالگر قدس می‏تواند با اجرای این سیاست، ضمن تثبیت امنیت داخلی و مرزهای خارجی خود با کشورهای همجوار، عملاً قدرت مانور عرب‏ها را در بازپس‏گیری سرزمین‏های اشغالی خود کاهش، و آنها را در برابر عمل انجام شده قرار دهد. از طرفی دیگر، با افزایش قدرت مانور اسرائیل، عرب‏ها به منظور جلوگیری از خسارت بیشتر، کراهت صلح با اسرائیل را فراموش می کنند و به نشستن در پای میز مذاکره تن خواهند داد.

3

فرهنگی:

نظر به این که یهودیان کوچ ‏کننده به فلسطین، از ملیت‏های گوناگون (اروپایی، امریکایی، آفریقای و آسیایی) و صاحب فرهنگ‏های گوناگون از جوامع متفاوت هستند، طبعا انگیزه‏های متعددی در ورای مهاجرت آنها وجود دارد که کنترل و همگون‏سازی آنها امری اجتناب ناپذیر است. لذا، رژیم صهیونیستی سعی در تخصیص تسهیلات لازم برای کنترل جامعه‏ی یهود و تزریق فرهنگ نو و همه جانبه بر آن‏ها دارد، که تحقق آن در مجموعه‏های مسکونی بسته، به مراتب سهل‏تر و دستیابی سازمان‏های اسراییل به اهداف مربوط ـ به لحاظ اطمینان و سرعت ـ قطعا بیشتر خواهد بود.

4اقتصادی:

سرزمین فلسطین، با توجه به روند فزاینده‏ مهاجرین یهودی، با وسعت محدود و کشاروزی سنتی خود نمی‏تواند درآمد زیادی برای رژیم صهیونیستی داشته باشد، و نیازمندی‏های مردم اسرائیل را تأمین کند. لذا، احداث شهرک‏های یهودی‏نشین بر روی زمین‏های فلسطینیان و سلب مالکیت آنها از زمین‏های کشاورزی خود، راه را برای کشاورزی مکانیزه و پیشرفته، تحت نظارت مجموعه و سازمان متمرکز هموار می‏کند. یعنی:

  1. نیازمندی‏های غذایی استراتژیک اسراییل را به طور هماهنگ تأمین می‏کند.
  2. از کشت محصولات کشاورزی غیرضروری خودداری می‏ورزد.
  3. به پیروی از سیاست‏های اقتصادی دولت، که صرفا تولیدات کشاورزی اسرائیل نمی‏تواند همه‏ نیازمندی‏های غذایی خود را تأمین کند، و به خارج وابسته است، بخشی از این زمین‏ها در زمینه رشد صنایع تولیدی و ایجاد کارخانه‏های صنعتی به کار گرفته خواهد شد. این کار منبعی سودزا و پر درآمد برای اسراییل است. به علاوه، با مقداری از درآمد ناشی از فروش و صادرات صنایع تولیدی و صنعتی خود می‏تواند کمبود مواد غذایی را از طریق کشورهای هم پیمان خود، مانند امریکا و اروپا، به آسانی تأمین کند. درآمد اضافی نیز صرف دیگر امور نظامی و امنیتی و بازسازی و گسترش سرزمین‏های اشغالی می‏شود.

مسائل مذکور به آسانی دورنمای اهداف آتی صهیونیست‏ها و اصرار آنها بر انضمام و الحاق سرزمین‏های اشغالی عربی به اسراییل را مشخص می‏کند. به همین منظور، رژیم صهیونیستی همواره سعی می‏کند تا مسأله احداث شهرک‏های یهودی ‏نشین را از هر گونه مناقشه و مذاکره سیاسی با فلسطینیان خارج سازد. اگر هم در صورت لزوم در این خصوص از طرف برخی رهبران اسرائیل اظهار نظر و صحبتی شده، جز برای تحکیم و تثبیت اسرائیل و اجرای سیاست شهرک‏سازی و اسکان یهودیان مهاجر و کسب امتیازات بیشتر عرب‌ها چیز دیگری نبوده است.7

پی نوشت:

1 – ارونسون، جفرى، سياسة الامر الواقع فى الضفة الغربية، مؤسسة الدراسات الفلسطينية، ص 32.

2 – ايگال آلون، يكى از رهبران صهيونيسم و وزير خارجه اسبق رژيم صهيونيستى بود كه عمر خود را در راه گسترش مرزهاى اسرائيل سپرى كرد.

3 – صفاتاج، مجيد، ابرار، “انتقال و اسکان یهودیان در فلسطین”، 23/2/1371، شماره 1015، ص8 .

4 – الموسوعة الفلسطينية، الخطة الصهيونية للاستيطان فى الضفة الغربية، ج 2، 1984م، ص 350.

5 – همان.

6 – ربابعه، غازى اسماعيل، استراتژى اسراييل 1967ـ1948م، ترجمه محمدرضا فاطمى، نشر سفير، چاپ اول، تابستان 1368ش، ص 39.

7 – ارونسون، جفرى، سياسة الامر الواقع فى الضفة الغربية، مؤسسة الدراسات الفلسطينية، ص 32.