مدت زمانی است که در جامعه اسلامی ایران توسط ابزارهای رسانه‌ای و دستگاههای تبلیغاتی غرب و نظام سلطه جهانی تبلیغ می‌شود که با توجه به اوضاع نابسامان اقتصادی مردم ایران و تورم فزاینده‌ای که در آن وجود دارد چرا جمهوری اسلامی ایران با وجود این گونه مشکلات خود به مردم فلسطین کمک مالی و حتی از نهضت آن حمایت تسلیحاتی می‌کند. القاء این نوع تبلیغات به مردم ایران هر چند هدفی جز تأمین امنیت پایدار رژیم جعلی صهیونیستی و تداوم سیاست‌های توسعه طلبانه تروریستی و تجاوزکارانه این رژیم در منطقه از سوی نظام سلطه جهانی و جلوگیری از پیام جهانی انقلاب اسلامی ایران در بیداری ملل مسلمان منطقه ندارد اما بر بخشی از از مردم ناآگاه به مسائل منطقه و یا جریان‌های سیاسی غربگرا در ایران تأثیراتی داشته است. به همین لحاظ ضروری است برای آگاهی بخشی به ملت مسلمان ایران و تبیین حقیقت و ماهیت دفاع از قضیه فلسطین به چند نکته اساسی توجه شود.

اول: ملت ایران ملتی است مسلمان و نظام برگرفته از اراده ملی این ملت نیز نظامی است اسلامی و برگرفته از آموزه‌های دینی و قرآنی. بنابراین جمهوری اسلامی ایران بنابر اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ضروری است در سیاست گذاری‌های داخلی و خارجی خود به آموزه‌های دینی به ویژه قرآن مجید تمسک جوید. قضیه فلسطین و حمایت جمهوری اسلامی ایران از مکلت مسلمان آن نیز بخشی از آن می‌باشد. قرآن مجید در آیات متعددی بر حمایت از ملل مظلوم تأکید ورزیده است که به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:

1- أُذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ • الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کثیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزیزٌ[1] در این آیه علت اذن در جهاد را “مظلومیت” و مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از کاشانه و آواره ساختن مؤمنان از وطن خود از سوی ستمگران می‌داند.

2- وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِک ما عَلَیهِمْ مِنْ سَبیلٍ • إِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ أُولئِک لَهُمْ عَذابٌ أَلیم[2]

کسانی که بعد از آنکه مورد ظلم قرار گرفتند، یاری بطلبند، ایرادی بر آنان نیست، ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین به ناحق ظلم روا می‌دارند…

3- وَ ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیۀ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصیراً[3]

چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که [به دست ستمگران تضعیف شده‌اند] پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد [ستمدیده‌ای] که می‌گویند: پروردگار ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپذستی قرار ده و از جانب خود، یارو یاوری برای ما تعیین فرما.

در سنت نبوی(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز سفارش زیادی به این امر شده است؛ چه این که در اسلام، مسئولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه‌ای همگانی است که باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستد و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند. دستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) مبنی بر این که «همواره با خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» همواره بر تارک عالم می‌درخشد و بیانگر تعالی اصول حقوقی اسلام و حقانیت این نظام حقوقی می‌باشد. پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) نیز فرمود: «هر کس فریاد دادخواهی هر مظلومی ـ اعم از مسلمان یا غیرمسلمان ـ را بشنود که مسلمین را به یاری می‌طلبد، اما به کمک او نشتابد، مسلمان نیست.»و در روایت دیگر فرمود: «یاری نمودن ضعیفان، بهترین و بافضیلت‌ترین صدقه‌ها است.» براساس بعضی از روایات دیگر، مسلمانان باید به حل معضلات و گره‌گشایی یکدیگر اهتمام ورزند و در این راستا تلاش کنند؛ وگرنه از زمره مسلمان واقعی خارج هستند.

دوم: از جهت دیگر نیز باید به چند نکته اساسی توجه کرد:

1- براساس اصول و مبانی اسلام، جامعه اسلامی پیکره واحدی است و مسلمین نمی‌توانند در قبال سایر مسلمانان بی تفاوت باشند. پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.» و «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم.» و «مثل المؤمنین فی توادّهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد، اذا اشتکی بعضهم تداعی سائرهم بالسهر و الحمی.» حکایت مؤمنان در دوستی و مهربانی، چون اعضای یک پیکر است؛ وقتی یکی از آنها رنجور شود، دیگران به مراقبت و حمایت از او همداستان می‌شوند.[4]

این همبستگی عمیق اسلامی، تعاون اسلامی را نیز به همراه دارد؛ بدین معنا که مسلمانان در کلیه امور و شوؤن مشترک اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود، موظف به همکاری و همیاری یکدیگرند. تعالیم مذکور در چارچوب عقیده و ایمان، بسیار کارساز است و مجموعه امت اسلامی را ـ از مشرق تا مغرب عالم ـ همچون دانه‌های تسبیح به یکدیگر پیوند می‌دهد.

2- اصول و قوانین نظام و انقلاب اسلامی، ناشی از آموزه‌های دین مبین اسلام است؛ لذا از بدو شکل گیری تاکنون، اهداف خود را منحصر به برپایی حکومت اسلامی در ایران نکرده است؛ بلکه خود را موظف به آزادی و بیداری سایر ملل مظلوم جهان و حمایت از حقوق آنان می‌داند. براساس تحقق عملی حاکمیت ملی، دولت به نمایندگی از تمام افراد مردم، موظف به ایفای «تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان» است. به همین جهت، ضمن آن‌که «موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد.» در اعمال سیاست خارجی «دفاع از همه مسلمانان» را باید وجهه همت خود سازد.[5]

بر این اساس جمهوری اسلامی ایران، حمایت‌های بی دریغ مادی و معنوی خود را در ـ حد امکانات و شرایط بین‌المللی ـ از ملت‌های مظلوم به عمل آورده است (مانند حمایت از مردم ستمدیده آفریقای جنوبی، از مسلمانان بوسنی ـ هرزگوین، افغانستان، قفقاز، لبنان و فلسطین و …)

3- از آن جا که مشکل اسرائیل مربوط به همه جهان اسلام است و تمامی مسلمانان مورد تهدید هستند، نجات ملت فلسطین و تشکیل دولت مستقل و طرد و نابودی اسرائیل، پیوسته مورد اهتمام مسئولان، مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است و در این جهت، تدابیر قانونی و انواع حمایت‌های مالی، معنوی، تبلیغاتی و… صورت گرفته است.

قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین (مصوب 19/2/69 مجلس شورای اسلامی) خطوط اصلی سیاست حمایت از مردم فلسطین را چنین مقرر داشته است:

1- اعتقاد بر تعلق فلسطین به ملت فلسطین و غاصب بودن اسرائیل و حمایت از مردم ستمدیده، آواره و مبارز فلسطین تا رسیدن به حقوق حقّه خویش به هر نحو ممکن (ماده 1)؛

2- تشکیل صندوق کمک‌های انسانی جهت حمایت از مردم فلسطین، آوارگان و مبارزان فلسطینی؛

3- حمایت معنوی و مادی از خانواده شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودان سرزمین‌های اشغالی به وسیله بنیاد شهید؛

4- اعطای بورس تحصیلی دانشگاهی به داوطلبان فلسطینی؛

5- تشکیل کمیته دائم نظارت بر اجرا، پیگیری و هماهنگی‌های لازم نسبت به امور فلسطین و ارائه گزارش به مجلس شورای اسلامی؛

6- حمایت‌های تبلیغاتی مؤثر برون مرزی از سوی سازمان‌های مربوط (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی)؛

7- تعیین و پیشنهاد رسمیت «بیت المقدس» به عنوان موطن و مرکز دولت اسلامی در تبعید فلسطین به کشورهای اسلامی؛

8- تحریم رابطه اقتصادی نسبت به تمام مؤسسات و شرکت‌های وابسته به صهیونیست‌ها در سطح جهان.

این مواضع فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، حداکثر حمایتی است که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران از فلسطینیان آواره و اخراج شده از کشورشان به عمل می‌آورد.[6]

سوم:وجود پاره‌ای از مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… در سطح کشور، امری واقعی و غیرقابل انکار است که برای برون رفت از این وضعیت و دستیابی به وضعیت مطلوب‌تر، تلاش‌های مضاعفی لازم است.

در کنار واقعیت فوق، باید واقعتی دیگر را نیز در نظر گرفت و آن توجه به سایر مسئولیت‌های دینی و ملی دولت و نظام اسلامی است. به عبارت دیگر حیطه و گسترۀ وظایف و مسئولیت‌های دولتها، فقط در درون مرزهای آن کشور محدود نمی‌شود؛ بلکه دولتها جهت دستیابی به اهداف خود در سطح داخلی و بین المللی (از قبیل تأمین امنیت و منافع ملی و تحقق آرمان‌های ایدئولوژیک) ناچارند تا محدوده عملکرد و اقدامات خود را به بیرون از مرزهای بین المللی، گسترش داده و در عرصه معادلات و رقابت‌های بین الملل شرکت فعال داشته باشند.

امروزه به دلیل گسترش ارتباطات و تکنولوژی، جهانی شدن اقتصاد و… ـ که مرزهای ملی کشورها را درنوردیده است ـ دیگر نمی‌توان حیطه عملکرد و وظایف دولتها را در محدودۀ مرزهای آن کشور، تعریف نمود؛ بلکه بر عکس دولتی از توانایی بیشتر در سامان دادن به مسائل داخلی و تأمین امنیت و رفاه در سطح جامعه و تعقیب آرمان‌های ایدئولوژیک خود، بهره‌مندتر است که به صورت فعال، در در مناسبات، معادلات و رقابت‌های بین المللی حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سیاست خارجی خویش، نقش مؤثری را در تأثیرگذاری بر تحولات منطقه‌ای و بین المللی ایفا کند و از موقعیت‌ها و فرصت‌های بین‌الملل، به بهترین نحو جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود استفاده نماید. عوامل متعددی در شکل‌گیری سیاست خارجی کشورها مؤثر است که مهم‌ترین آنها عبارت است از:[7]

  • ارزش‌ها و اعتقادات، 2- زمینه‌های تاریخی و فرهنگی؛ 3- ساختار نظام بین‌الملل، 4- مشکلات و نیازهای داخلی.

دولتها جهت تحقق اهداف سیاست خارجی خود، از ابزارها و تکنیک‌های گوناگونی بهره می‌گیرند؛ ابزارهایی نظیر دیپلماسی، حربه‌های اقتصادی، نظامی و فرهنگی. استفاده صحیح و به موقع از این تکنیک‌ها، در میزان موفقیت واحدهای سیاسی بسیار مؤثر است.[8]

درسطح بین‌الملل، سیاست خارجی کشوری موفق تر و از توانایی بیشتری در پیشبرد اهداف بین‌المللی و تـأمین منافع ملی خود برخوردارتر است که از توانایی بیشتری در کاربرد تمامی این ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نیاز جهت دسترسی به اهداف خود، از آنها بهره گیرد.

براساس مطالب یادشده در خصوص کمک ایران به مسلمانان فلسطین گفتنی است:

یکم: بخشی از این کمک‌ها (مانند مواد غذایی، دارو، پوشاک و…) در شرایط فعلی، حیاتی بوده و از مسئولیت‌های فراملی دولت اسلامی محسوب می‌شود.

دوم: با توجه به نیازهای ضروری و حیاتی مردم فلسطین و امکانات نسبتاً خوب کشورمان، کمک‌ها محدود بوده و تأثیر منفی در روند آبادانی و حل مشکلات اقتصادی و معیشتی ما بر جای نمی‌گذارد. به علاوه نتایج مثبتی را در کوتاه مدت و طولانی مدت، در سطح منطقه‌ای و بین‌الملل، برای کشورمان به ارمغان می‌آورد. میزان کمک‌ها وقتی در سطح افراد نگریسته شود، زیاد به چشم می‌آید (مثلاً صد کامیون)؛ اما همین میزان در سطح کلان بسیار اندک است، یعنی، ارزش مادی آن کمک‌ها برای آحاد ملت، رقم بزرگی است؛ ولی در سطح یک کشور یک رقم جزئی است که اگر بخواهند همان میزان کمک را در داخل بین همه مردم آن کشور تقسیم کنند، بسیار ناچیز است.

سوم: فشارها و مشکلات جامعه هراندازه زیاد باشد، در برابر وضعیت پیش آمده برای برادران و خواهران آواره فلسطینی و… اصلاً قابل قیاس نیست.

چهارم: مسلمین امت واحده و دارای سرنوشت مشترکی‌اند. استعمارگران همواره در پی جداسازی و تفرقه میان ملت‌های مسلمان‌اند تا از این رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بیشتر استوار سازند. بنابراین اگر ما دست از یاری برادران مظلوم مسلمان خود برداریم، در واقع به پاره سازی امت واحد اسلامی ـ که هدف دشمنان است ـ کمک کرده‌ایم.

پنجم: بر اساس روایتی، همان طور که کمک‌های فردی موجب افزایش نعمت و برکات الهی است، کمک‌های اجتماعی نیز چنین است.

ششم: امروزه در تمام جهان سرمایه‌هایی برای کمک به جوامع محروم اختصاص داده می‌شود و در این حرکت انسان دوستانه مسلمانان و جمهوری اسلامی، باید جلودار باشند.

هفتم: انجام حمایت‌های اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی در حد وسع و توان از ملتهای مسلمان دیگر ـ خصوصاً فلسطین ـ نه تنها با منافع ملی ما تعارض ندارد؛ بلکه در راستای تأمین منافع ملی ایران به حساب می‌آید؛ زیرا:

اولاً، منافع ملی یک کشور، فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. لذا دولتها به میزان هزینه‌هایی که در کشورهای دیگر مبذول می‌دارند، از توان و قدرت تصمیم گیری و تأثیرگذاری بیشتری نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه‌ای برخوردار می‌باشند.

ثانیاً، حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیتی ملی کشور ـ که از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است ـ نیازمند صرف چنین هزینه‌ها و کمک به ملتهایی است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین، از ما نیز دفاع می‌کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانی) را انجام می‌دهیم. رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمود: «اگر صهیونیست‌های افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون تردید برای سیطره بر مصر و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه وارد عمل می‌شوند.»

هسته‌های مقاومت و نهضت‌های آزادی بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت برای جمهوری اسلامی است که ابرقدرت‌ها را ترسانده و موجب بازدارندگی آنها از عملی کردن نیات امپریالیستی آنان می‌گردد و کمک به این مردم مبارز، به معنای استحکام بخشیدن به سنگرهای دفاعی خود است.

آینده نگری و تأمین منافع بلند مدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتی است؛ زیرا آرمان‌ها و اهداف توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی، هرگز به فلسطین محدود نیست؛ بلکه آنان آرزوی سیطره بر جهان اسلام و خصوص ام‌القرای آن (جمهوری اسلامی ایران) را در سر می‌پروراند.

هشتم: این کمک‌ها یکپارچگی ما را بهتر حفظ می‌کند و قدرت جمعی ما را بر دشمنان افزون می‌سازد و برای مصونیت خود ما از خطرات دشمن مفید است.

نهم: ارسال این قبیل کمک‌ها مختص ایران نیست؛ بلکه کشورهای بزرگ جهان (مانند آمریکا) به رغم وجود بسیار مشکلات داخلی، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، کمک‌های بسیار زیادی را به اسرائیل ـ که واقعاً هیچ بهره‌ای برای ملت آمریکا ندارد ـ ارسال می‌نمایند. حال آیا روا است که کشورهای اسلامی از انجام کمترین وظایف دینی و انسانی خود در قبال مشکلات مردم فلسطین و سایر جهان اسلام دریغ ورزند؟

از طرف دیگر با توجه به واقعیاتی چند ـ از قبیل وجود مرزبندی‌های بین‌المللی، حفظ و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران، ارائه الگویی نمونه بر اساس اصول و ارزش‌های اسلامی و… ـ توجه به نیازهای داخلی نیز حائز اهمیت است. حال اگر زمانی بین نیازهای داخلی و خارجی، تزاحم به وجود آمد؛ رعایت اصول اهم و مهم، ضروری می‌نماید؛ مثلاً اگر در کشورهای دیگر، مسلمانانی نیازمند به ضروری‌ترین نیازهای حیاتی (از قبیل غذا، دارو، پوشاک و…) باشند؛ بدون شک نمی‌توان نیازمندی‌های غیر حیاتی و کم اهمیت تر داخلی را اولویت داد؛ چون مسأله زندگی و حفظ جان مسلمانان در میان است.

به بیان دیگر، حاکم اسلامی با کمک گرفتن از متخصصان و کارشناسان و با درک شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی، باید مشخص کند که اولویت با رفع نیازهای داخلی است و یا نیازهای خارجی با این که نسبت به هر یک، چه مقدار باید اهتمام ورزید و برای ان سرمایه گذاری کرد.

از دیگر سو مردم ما ـ که با واقعیات و الزامات جهانی، روش‌های پیشبرد اهداف سیاست خارجی و تأمین امنیت و منافع ملی و… آشنایی دارند و از همه مهم‌تر وفاداری عمیقی به تعهدات دینی دارند ـ مثبت بودن اعطای چنین کمک‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها را تصدیق می‌کنند و در این زمینه همکاری و مساعدت جدی با دولت به عمل می‌آورند. بنابراین در ضمن تلاش جدی برای رفع مشکلات داخلی، باید توجه داشت که این قبیل مشکلات و معضلات، نمی‌تواند توجیه کننده کناره‌گیری و بی توجهی ایران، از وضعیت نابسامان سایر مسلمانان و اهداف سیاست خارجی خود باشد؛ بلکه همراه با انجام وظیفه برون مرزی خود، باید به حل مشکلات درون نیز پرداخت.[9]

 

[1] – حج(22)، آيه 40و39

[2] – شوري(42)، آيه 42و41

[3] – نساء(4)، آيه 75

[4] – نهج الفصاحه، ش2712

[5] – قانون اساسي، اصول6،11،56،153

[6] – براي آگاهي بيشتر ر. ك. جهان اسلام از ديدگاه امام خميني، مؤسسه نشر آثار امام خميني، فلسطين از ديدگاه امام خميني، مؤسسه نشر آثار امام خميني.

 

[7] – جهت اطلاع بيشتر ر. ك: قوام، عبدالعلي اصول سياستخارجي و سياست بين الملل، ص135

[8] – همان، ص 206

[9] – نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، پرسش ها و پاسخ ها، شماره 9، (قم، نشرمعارف، 1383) صص316-313